در این روزهای سخت چه باید کرد؟

  • توسط تحریریه گیلی نو
  • دی 21, 1398

اختصاصی گیلی‌نو / محمد جواد زحمتکش (روانشناس بالینی): این روز ها مطالب گوناگونی را از قول روانشناسان مطرح می کنند اما به راستی در شرایطی که یک حادثه ی ملی و بین المللی (مانند حادثه ی سقوط هواپیما اطراف فرودگاه امام خمینی در 18 ام دی ماه 1398) باعث وحشت و غم مردم یک جامعه می شود، جهت کاهش و پیش گیری از آسیب های روانی بعدی، چه توصیه هایی را می توان به مردم داشت ؟

اساساً این موضوع را می توان از منظر های مختلفی مورد بررسی قرار داد. رفتار گرایان می گویند در ساختار روانی انسان، محرک ها و رویداد های مختلف می توانند همایند شوند، یعنی وقوع یک رویداد، در ذهن انسان باعث پیش بینی رویداد دیگری شود. برای مثال فردی که سابقه ی حضور در یک تصادف شدید خودرو را داشته، ممکن است تا مدت ها تمایل نداشته باشد سوار هیچ خودرویی شود زیرا سوار شدن در خودرو را همراه با وقوع حادثه می داند. اما همین موضوع را می توان از منظر روانکاوان و یا روان درمانگران هیجان محور نیز بررسی کرد. چنانکه گفته می شود گاهی فرار از احساسات مرتبط با یک رویداد ناخوشایند و عدم تجربه ی صحیح آن ها می تواند منجر به آسیب های روانی متعاقب شود. منظور از عدم تجربه ی صحیح، انجام واکنش هاییست که به گونه ای ذهن را از پردازش آن احساس دور کند، مثلا در چند سال اخیر در فضای مجازی بار ها دیده ایم که عده ای در مواجهه با یک رویداد تلخ، شروع به طنز پردازی در مورد آن می کنند و یا عده ای به کلی سعی می کنند ذهن خود را از آن موضوع خاص دور نگه دارند. حال با توجه به توضیحات فوق، چه باید کرد ؟

توصیه می شود در چنین شرایطی به موارد زیر توجه کنید ؛

  1. می توانید با افرادی که ترجیحاً به لحاظ عاطفی به شما نزدیکند، در رابطه با آن موضوع و بخصوص در رابطه با احساساتی که شما نسبت به آن موضوع دارید، صحبت کنید. صحبت کردن در رابطه با احساسات اگر به صورت درست انجام شود، یکی از راه های موثر تجربه ی احساسات است.
  2. مرز باریکی بین تجربه ی احساسات و نشخوار فکری در رابطه با یک رویداد وجود دارد. در تجربه ی احساسات، تمرکز اصلی فرد بر روی احساسات خودش در رابطه با آن موضوع خاص است و این توجه شامل بررسی حالات بدنی، علائم شناختی و تمایلات رفتاری می شود اما در نشخوار فکری، فرد صرفاً درگیر مرور مکرر آن رویداد می شود، بدون آنکه روی احساسات خودش متمرکز شود و به همین دلیل است که گاهی این مرور کردن ها به پایان نمی رسند و مدام تکرار می شوند.
  3. چنانکه در نکته ی قبلی بیان شد، مرز باریک تجربه ی احساسات و نشخوار فکری اهمیت زیادی دارد، بنابراین از مرور و پیگیری بیش از اندازه در رابطه با حادثه ی مورد نظر، نتیجه ای جز اضطراب و تنش بیشتر، عایدتان نمی شود. بهتر است همین وقت را صرف توجه به احساسات خودتان کنید.
  4. شاید بعد از چنین حادثه ای، تا مدت ها برای شما سخت باشد که از حمل و نقل هوایی استفاده کنید اما به خاطر داشته باشید که آمار حوادث هوایی حتی در عقب مانده ترین کشور های دنیا نیز به مراتب کمتر از حوادث سفر با خودرو است. اما از طرفی معمولا اخبار مربوط به حوادث هوایی، به دقت و سرعت توسط رسانه ها پوشش داده می شوند و این خود باعث شکل گیری ذهنیتی خاص در رابطه با آن می شود. بنابراین توصیه می شود اگر نگاهتان نسبت به این امر این چنین است، به طور دقیق و واقع بینانه به بررسی واقعیت های مربوط به مسافرت هوایی بپردازید. این یکی از تکنیک های شناختی رایج در این شرایط است.
  5. لازم به ذکر است که همه ی موارد فوق در شرایطی که اختلال خاصی توسط متخصصین سلامت روان تشخیص داده نشده است، صادق اند. گاهی در برخی از افراد، به دلیل آمادگی قبلی، چنین اخباری می توانند باعث بروز علائم اختلالاتی نظیر وسواس فکری، سندروم اضطراب پس از سانحه، فوبیا و … شود. نکته ی قابل تـأمل در اینجا این است که آن خبر ناخوشایند، به تنهایی نقش تعیین کننده ای در بروز این اختلالات ندارد بلکه نهایتاً می تواند به عنوان یک فاکتور آشکار ساز مربوط به آن اختلال در نظر گرفته شود. چنانکه اگر این اتفاق هم رخ نداده بود، دیر یا زود اتفاق دیگری بهانه ای برای بروز آن اختلال می شد. در چنین شرایطی توصیه می شود فوراً و حتما از کمک های حرفه ای مانند مراجعه به روانشناسان و روانپزشکان استفاده شود.

در پایان، آرزومندم این آخرین مورد از حوادث تلخی از این دست باشد

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید